قهرمان ميرزا عين السلطنه

3447

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

خوددارى نمىكند و من هرقدر قدغن مىكنم فايده در وجود او ندارد . گندم ابو القاسم بنا بود براى خريد گندم رودبار برود . اين هم يكى از ضررهاى رفتن شهر من شد . هرچه گندم بود دوازده و سيزده تومان فروختم گفتم اگر آمدنى شدم از اقتدار السلطنه ده دوازده خروار خواهم خريد و شايد تعارف هم مىكرد و قيمت هم نمىگرفت . نرفتم و حالا بايد در بيست تومان خريدارى شود . و از آنجا اوان از بابت اجاره كرداسنك از منتظم الملك برنج بگيرد . سپردم مقتضى شد خير اللّه بيك صلاح ديد خدمت حضرت حكمران هم برسد كه در كوشك « ييلاق ميشى » فرموده‌اند . از شهر آدم نيامد . عباس بيك سه روزه بنا بود بيايد مشهدى آقاسى هم چهار روز قبل از رفتن غنى قزوين رفته و هنوز نيامده است . اينجا مىگويند سپهدار را در رشت توقيف كردند . برخى مىگويند تنكابن خواهد آمد و گويا اين خبر صحيح باشد . زيرا اين همه حسن و حسين‌ها براى حفظ تنكابون بود و مىداند اگر از ايران خارج شود آنجا برهم مىخورد . اخبار چهار پنج سوار رشوند الموت كه جديدا احضار شهر شده بودند فرارا آمدند آنها گفتند هرچه سوار سرباز بود رفت ، حتى محترمين شهر هم خارج شدند مگر سعيد نظام آن هم چشمش درد مىكند . ملا شمسعلى مىگفت وقتى كه افراسياب خان سوار شد كاغذ شيخ رسيد نوشته بود ستار خان آمد با حاكم قزوين و جمع ديگرى به رشت رفت تا سپهدار را مراجعت بدهند . اشرار در بلوك دودانگه هم خيلى اغتشاش مىكنند . روزنامه هم نشان داد كه گويا مخصوصا داده بودند به من بنمايد . به تاريخ نهم جمادى الثانيه مال تبريز بود ، شمس هم تبريز تلگرافى ذكر كرده بود كه سالار الدوله در ساويج بلاغ است و بعضيها را دور خود جمع كرده . اما حاجى ايلخانى دعوت او را اجابت نكرده است . از اين تلگراف يقين شد كه سالار الدوله ايران آمده وجود خارجى به هم رسانيده است . مابقى حكاياتى كه از او مىكنند مىماند تا قاصدها برسند . سيادهن باز نعمت اللّه بالاروچى از شهر آمده بود اما دو ساعت بيشتر نمانده بود مىگفت سيادهن را گفتند عزيز اللّه خان غارت كرده شهر هم آشوب بود . من ديگر چيزى دستگيرم نشد زود آمدم . رفته بود براى مسگر قلع بياورد . همين‌قدر از خانه او گرفته و